برای رفتن حاضرم. - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 17:59
"برای رفتن حاضرم "به کجا؟نمیدانم...نگاه میدوزم به آسمان پاییزی ، سوز آذر ماه و خش خش برگ ها .. شهر، پاییز را فریاد میزند و بیشتر از پیش مرگ را ... آی آدم های هم مسیر، خسته نباشید و ادامه دهید . دستتان را میفشارم و از دورها به بغل میگیرمتان. از خستگی نمیگویم که مبادا سرایت کند ، اما اینجا که برای غری...
خستهام و بی خواب - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 17:59
همونطور که محمد مختاری تو آخرین پست فیسبوکش نوشته بود :"خدایا ایستاده مردن را نصیبم کن که از نشسته زیستن در ذلت خستهام." ....فکر کنم تا صبح فقط به " بی خوابی " گوش کنم .خوشحالی امشب هم برای من مثل همیشه موقتی بود . غصه همراه همیشگی من است. از شما امید و نور های کوچک در میان اشاره های ظلمانی ، ممنونم...
بلاتکلیفی - تاریخ: 1401/9/29 ساعت: 17:59
سلام غریبه های دوست داشتنی. دلتنگ اینجا بودم و بیش از آن ، دلتنگ خودم هستم و بیش از آن ، از خودم دلگیرم .. مرا میفهمی غریبه ؟ گاه از تنها ماندن با خودم خرسندم و گاه میخواهم دست خودم را رها کنم تا خلاص شوم از دست این جسم و روان ِ مدام افسرده . کاش مرا بفهمی تا هر دویمان متوجه شویم از چه چاه عمیقی حرف...